


کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد اثر اکسی اوه ترجمه مریم افشار انتشارات جهان کتاب
- موضوع: داستان های آمریکایی
- نویسنده: اکسی اوه
- ناشر: جهان کتاب
- مترجم: مریم افشار
- قطع: رقعی
- تعداد صفحه: 208
- نوع جلد: شومیز برجسته
- نوع کاغذ: بالک درجه یک
کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد
کتاب “دختری که به اعماق دریا افتاد” یک رمان نوجوان تخیلی جذاب از اکسی اوه است که از اساطیر و فولکلور کره ای الهام گرفته است. این رمان داستان دختر جوانی به نام هوانی است که در جزیره ججو در کره جنوبی زندگی می کند. هوانی یک غواص ماهر است که مجذوب دریا و اسرار آن شده است، اما وقتی مادرش به یک گویشین، یک روح انتقام جو از اساطیر کره متهم می شود، زندگی او زیر و رو می شود. همانطور که هوانی تصمیم می گیرد نام مادرش را پاک کند، متوجه می شود که چیزی بیش از شهرت خانواده اش در خطر است. او با پسری مرموز به نام Haenyeo روبرو می شود که به نظر می رسد با گذشته مادرش ارتباط دارد و با هم سفری خطرناک را برای کشف حقیقت در مورد گویشین و نقشی که آنها در تاریخ جزیره بازی می کنند آغاز می کنند. در طول رمان، اوه عناصر اساطیر، تاریخ و فرهنگ کره را به هم میپیوندد تا دنیایی غنی و غوطهور را خلق کند که هم آشنا و هم خارقالعاده است. او مضامین خانواده، هویت و قدرت داستان سرایی را بررسی می کند و توصیفات واضح او از چشم انداز جزیره و مردم داستان را زنده می کند. «دختری که به اعماق دریا افتاد» به دلیل ترکیب منحصربهفرد فانتزی و فولکلور کرهای، و همچنین شخصیتهای زن قوی و داستانسرایی جذابش، تحسین گسترده منتقدان را دریافت کرد. خواندن این کتاب برای هر کسی که به دنبال برداشتی تازه و هیجان انگیز از ژانر فانتزی و کاوشی جذاب در اساطیر و فرهنگ کره است، ضروری است.
بخشی از متن کتابهوانی همیشه در آب احساس می کرد که در خانه است. او احساسی را که در برابر پوستش احساس می کرد، رنگ نمک آن در بینی اش، حرکت و فرورفتن آن مانند یک موجود زنده را دوست داشت. او غواصی ماهری بود که می توانست نگه دارد. نفس او برای دقایقی در حالی که دنیای زیر آب را در سواحل ججو کاوش می کرد. اما حالا که در ساحل نشسته بود و برخورد امواج با صخره ها را تماشا می کرد، احساس ناراحتی کرد. مادرش متهم شده بود که گویشین است، روح انتقام جوی که جزیره ججو را اشغال کرده بود. البته این اتهام پوچ بود. مادرش یک شفادهنده، یکی از اعضای محترم جامعه بود. اما این شایعات مثل آتش منتشر شده بود و حالا خانواده هوانی سوژه زمزمه ها و نگاه های جانبی شده بودند. هوانی طاقت دیدن این رنج مادرش را نداشت. او مصمم بود که نامش را پاک کند، مهم نیست که چه می شد. و بنابراین، او برای کشف حقیقت در مورد گویشین و نقشی که آنها در تاریخ جزیره ایفا کردند، سفری خطرناک را آغاز کرد.