


کتاب مرگ ایوان ایلیچ اثر لئو تولستوی ( دو زبانه ) ترجمه نیلوفر پورباقر انتشارات پارس اندیش
- موضوع: داستان روسی قرن 19 (دو زبانه)
- نویسنده: لئو تولستوی
- ناشر: پارس اندیش
- مترجم: نیلوفر پورباقر
- تعداد صفحه: 160
- قطع: رقعی
- نوع جلد: شومیز برجسته
- نوع کاغذ: بالک اروپایی
خلاصه داستان مرگ ایوان ایلیچ
ایوان ایلیچ گولوین، قاضی برجستهای در روسیه قرن نوزدهم، زندگی مرفه، خانواده و درآمدی مطمئن دارد. اما پس از یک لغزش ساده هنگام آویزان کردن پردهها، دچار درد شدیدی در پهلو میشود که بهتدریج زندگیاش را مختل میکند. با مراجعه به پزشکان متعدد و تشخیصهای مبهم، در نهایت مشخص میشود بیماری ایوان مهلک است. بخش دوم کتاب، شرح دوران سخت مرگ و رنجهای جسمی و روانی اوست. تنهایی، ترس از مرگ و حس پشیمانی از زندگیای که برای دیگران ساختهشد، در پایان مسیرش را روشن میکند.
در لحظات آخر، ایوان به عمق درونی خود پی میبرد و درمییابد معیارهای ظاهری زندگی — مقام، ثروت، احترام اجتماعی — همه بیارزش بودهاند. در آن سکوت دردناک، با نوری روبهرو میشود که نوعی رستگاری در خود دارد
چرا «مرگ ایوان ایلیچ» اثری ماندگار است؟
فلسفه وجودی در قالب داستان
تولستوی با تکنیک سادهنگاری، بیآنکه شعاری دهد، بازتابی از پوچی و بحران وجود را نشان میدهد. زندگیای که همهچیزش از بیرون طراحی شده بود، از درون به نابودی کشیده میشود.
قدرت روایت اولشخص
راوی داستان، همکار و دوست ایوان نیست؛ بلکه چشمی بیرونی دارد. این تكنیک باعث میشود خواننده هم از زندگی اجتماعی او بیزار شود و هم با رنج درونیاش همراه گردد.
همدلی با انسانی که در آستانه مرگ است
تولستوی، با صفات انسانی همچون ترس، اجتناب از مرگ، احساس کندذی و پشیمانی، چهرهای خواهد ساخت که خواننده نه فقط آن را درک میکند، بلکه با آن زندگی میکند.
شخصیتهای کلیدی در کتاب مرگ ایوان ایلیچ
-
ایوان ایلیچ گولوین: قاضی موفقی که با مرگش درمییابد زندگیای که بهظاهر خوب بود، درونش تهی بوده است.
-
پرچکوویا فئودورونا (همسر ایوان): شخصی بیتفاوت و خودمحور که از وضعیت همسرش تنها بهعنوان نگرانکنندهای برای ظاهر زندگیاش استفاده میکند.
-
گِراسیِم (پسر خدمتکار): تنها کسی که با صداقت و شفقت کنار ایوان باقی میماند و از هراس مرگ فرار نمیکند — نمادی از زندگی اصیل است.